خدافظی

راستش چند وقتی میشه که اصلا حس و حال وبلاگ رو ندارم چشم چیز تازه ای نیس

هی زور میزدم که شوق و علاقه شو به وجود بیارم خنده نشد دیگه نیشخند

دیگه همه ی بچه های وبلاگی هم که نا امید شدن از من زبان نمیان بگن اصلا زنده ای مردی زبان

ولی خدایی اصلا استعداد وبلاگ نویسیم ته کشیده دیگه نیشخند همش چرت و پرت می گم اوه

حالا تو فکر یه کار جدیدم عینک اینکه کـــــلا یه چند وقت از وبلاگ و این حرفا دور باشم ببینم چی پیش میاد زبان

 

آره دیگه ... اینجا رو میذارم به حال خودش باشه . ولی مطمئنم که میام دوباره سراغش بغل

کسی هم نمی خواد کامنت بذاره دروغگو 

حالا نیس خیلی کامنت میذارین منتظر افعال معکوس به کار بردم زبان

 

آقا پس فعــــــلا خدافظ به من زنگ بزن

/ 19 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
..

چقدر همه از نبوت محزون شدن! همینجور گُر گُر کامنت اینجا می بینم با این مضمون: تو رو خدا نرووووو:((

A.Gh *پسر ستاره*

ای بابا...گس شما هم بله [لبخند] ... نسیم منو یادت هست؟...چشم آسمان...پسر ستاره...ع.ق... [پلک] ... از دیشب تا امروز زدم تو خط یادی از گذشته بکنیم ببینیم بقیه در چه حالن... خلاصه اومدیم بگیم درسته دیه آپی در کار نیس، ولی ما گاه گداری یادتون میکنیم... :) خوش و سرزنده باشی... بای...[گل]

....

سلام ممنون سر بزنيد اگه ميششه به اسم آسمان عشق لينكم كنيد و بگيد به چه اسمي لينكتان كنم

صادق

ها خداییش چه عالمی بود